خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )

خرید بک لینک
امتحان گوارش امروز امتحان گوارش داشتیم. 5 روز داشتم براش می خوندم ولی صبح وقتی داشتم می رفتم سر جلسه هیچی بلد نبودم. بالاخره امتحان شروع شد. چه امتحانی بود. یعنی یکی سوال هم خودم نزدم . همه رو از جلویی زدم. خدا کنه پاس شم با یه نمره خوب.  خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: سه شنبه 18 آذر 1404 ساعت: 21:51

و اما امتحان علوم پایه... دیروز رفتم دانشگاه کارت ورود به جلسه ام رو بگیرم. بچه ها بودن. همه داشتن راجع به نکات خیلی ریز و خفن صحبت می کردن . من هم هاج و واج مونده بودم که اینا چی می گن. آخه کلی از مطالب امتحان رو اصلا نرسیدم نگاه بندازم. از بس که وقت فرجه هامون کم بود. کلا 1 هفته وقت داشتیم. آخه یکی نیست بگه می شه توی یه هفته کل دروس 5 ترم رو خوند؟ نه آخه می شه؟؟؟؟؟؟؟؟ همه اش هم تقصیر آموزش بود. تا 1 هفته مونده به علوم پایه برامون امتحان گذاشت. یادش اومده بود که یکسیری از امتحانات رو ازمون نگرف خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...ادامه مطلب

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: سه شنبه 18 آذر 1404 ساعت: 21:51

اندر احوالات اینجانب ، بعد از امتحان علوم پایه داغونم.حوصله ام حسابی سر رفته. 10 روزی از علوم پایه می گذره و همچنان بلاتکلیف. نمره ام رو حساب کردم . لب مرز هستم. خلاصه نمی دونم کدوم طرفی هستم. آیا من با موفقیت از سد علوم پایه خواهم گذشت؟ یا نه، دوباره سری بعد بایستی امتحان بدم؟ گیجٍ گیج هستم. صبح ها ساعت 9ونیم 10 بیدار می شم. مستقیم میام سر اینترنت و سرچ می کنم ببینم خبری از اعلام نتایج هست یا نه!!! بعدش می رم فیسبوک می چرخم. بعدش هم نهار و دوباره اینترنت و بعدش هم خواب بعد از ظهر. 6 بعداز ظهر ب خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...ادامه مطلب

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: سه شنبه 18 آذر 1404 ساعت: 21:51

خیلی وقته مطلب نذاشتم. این ترم ، ترم 6 هستم. الان ما در واقع علوم پایه رو رد کردیم و وارد دوران فیزیو پات شدیم. بیشتر از اینکه متن پر رنگ باشه حاشیه ها پررنگ هستن. کلاسمون خیلی خلوته. کلا 13 نفر هستیم. درسهای الان هم سخت هستن ولی بهتر از درسهای علوم پایه هستن. آناتومی عملی شنوایی رو هم هنوز ندادیم. با فرخ هم سر این موضوع بحثم شد. آدم گاویه.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دونم شده براتون که از یه آدم متنفر باشین یا نه؟!!!! آدم مغرور و از خود راضیی هستش. بدم می یاد از این آدما. هفته پیش رفته بودم از ترم بالایی ها جزوه پاتو گرفتم ، کلی هارت و پورت کرد.علی هم که دیگه بدتر از اون. اعصابم خورد شد. فعلا بدرود خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...ادامه مطلب

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: دوشنبه 26 دی 1401 ساعت: 13:54

امروز پس از مدت طولانی ناگهان یاد وبلاگم افتادم خیلی وقت بود که اصلا به وبلاگم سر نزده بودم وحتی آدرسم رو فراموش کرده بودم. بیخوابی و استرس قبولی امتحان پره انترنی بدجوری کلافه ام کرده. شبها خواب ندارم و دائم نگران نتیجه ام هستم....بالاخره دوران استاژری با اون همه امتحانش تموم شد . پس از چند ماه مطالعه فشرده برای امتحان پره انترنی بالاخره دوهفته پیش امتحان پره رو دادم و حالا فقط منتظر نتیجه ام هستم. امیدوارم خدا مثل همیشه کمکم کنه... یه مقدار از دوران استاژری میخوام بگم. استاژری دو سال طول میکشه و در واقع دانشجویان پزشکی در این مدت با حضور در بیمارستانهای آموزشی، بیماریهای ارگانهای بدن رو یاد میگیرن.  یادش  بخیر ، ما دوسال پیش از بخش نفرولوژی شروع کردیم. چه زود گذشت.... بیخیال میخوام بعضی نکات رو به پشت کنکوریهای عزیز بگم ، چون میدونم مخاطبان زیادی از وبلاگم، این عزیزانند. راستش من قبل از ورود به پزشکی عاشق این رشته بودم، و البته هنوز هم هستم. چندبار کنکور دادم تا قبول شدم و حتی 4 سال قبل از پذیرفته شدن، به این رشته فکر میکردم..... ادامه دارد.... خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...ادامه مطلب

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 5:19

صفحه بندی